نمایشگاه کتاب
سلام عشق مامان جیگر طلا عروسک طلایی من شیطونک امروز بردمت نمایشگاه کتاب کلی دوستای خوب پیدا کردیم شما هم با امیر رضا دوست شدی عسلم برات یه سری کتاب و وسایل منسب سنت خریدم برات عکساشو میزارم کلی ماشین قدیمی گذاشته بودن باهاشون عکس گرفتی گل دختر مامان با امیر رضا سر نون و پنیر کل کل میکردین کلی گریه کرد ولی خوش گذشت بوس بوس یادت نره .........منو بابایی عاشقتیم ...
نویسنده :
مامان بهار چشم دکمه ای
3:00







